علوم زيستي ورزشي _ تابستان 1390 شمارة 9- ص ص : 20 – 5 تاريخ دريافت : 13/ 02 / 88 تاريخ تصويب : 04 / 07 / 88

اثر چهار هفته بي تمريني پس از تمرينات سرعتي شديد بر عوامل خطرزاي آسيب هاي التهابي آتروژنز

مهدي مقرنسي١ _ عباسعلي گائيني _ محمدرضا كردي _ علي اصغر رواسي _ ابراهيم جوادي _ داريوش شيخ الاسلامي
استاديار دانشگاه سيستان و بلوچستان، استاد دانشگاه تهران،دانشيار دانشگاه تهران، استاد دانشگاه تهران، دانشيار مركز تحقيقات غدد بيمارستان شريعتي، استاديار دانشگاه كردستان

چكيده
هدف از اين پژوهش، مطالعة اثر چهار هفته بي تمريني پس از هشت هفته تمرين سرعتي شديد بر عوامل خطرزاي آسيب هاي التهابي آتروژنز بود. به اين منظور 42 سر موش نر 3 ماهة نژاد ويستار به صورت تصادفي در دو گروه تجربي (24= تعداد با وزن 7 ±210 گرم) و كنترل (18= تعداد با وزن 3 ±211 گرم) قرار گرفتند. برنامة تمريني ابتدا به مدت 12 هفته و هفته اي 3 جلسه، با مدت و شدت مشخص بين 85 تا 100 درصد و فراتر از 100 درصد VO2max) اجرا شد. پس از 24 جلسه تمرين، 6 سر موش از آزمودني هاي اين گروه، بي تمريني را تجربه كردند تا آثار بي تمريني بررسي شود. خونگيري پس از ناشتايي در مراحل مختلف تمرين با شرايط مشابه انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون هاي كولموگروف – اسميرنوف، اندازه گيري هاي مكرر و آزمون تعقيبي LSD و آزمون t مستقل تحليل شدند. نتايج نشان داد مقادير متغيرهاي گروه تمريني در مراحل مختلف پژوهش افزايش يافته است كه پس از 36 جلسه تمرين معني دار بود TNF-α ،(P=0/023)IL-1ß ،(P=0/004) sICAM-1 (040/0=P) . همچنين مشخص شد، پس از چهار هفته بيتمريني، شاخص هاي التهابي كاهش غيرمعني داري يافتند sICAM-1
(152/0=P=0/099) TNF-α ،(P=0/063)IL-1ß ،(P)، اما آثار بي تمريني در مقايسه با گروه تمريني معني دار بود sICAM-1
(024/0=P=0/018) TNF-α ،(P=0/037)IL-1ß ،(P). به طور كلي، مي توان گفت چهار هفته بي تمريني به دليل توقف تمرينات سرعتي شديد، ممكن است عوامل خطرزاي آسيب هاي التهابي آتروژنز را كاهش دهد.

واژه هاي كليدي
تمرين سرعتي ، بي تمريني، آسيب هاي التهابي، مولكول چسبان بين سلولي، ميانجي هاي التهابي.

Email: m_mogharnasi@yahoo.com 09153412696 : نويسندة مسئول : تلفن -1

مقدمه
با وجود پيشرفت هاي قابل توجه در كاهش ميزان مرگ و مير ناشي از بيماري هاي قلبي عروقي، هنوز اين بيماري ها نخستين علت مرگ در بسياري از كشورها محسوب مي شوند (5). بر اساس گزارش ها، عوامل خطرزاي جديد بيماري هاي قلبي عروقي TNF-α ، IL-1ß و sICAM-1 نقش مؤثري در پاتوژنز آترواسكلروز دارند و به عنوان شاخص هاي التهابي جديد شناسايي شده اند (2، 4، 8، 21). ارتباط بين مولكول چسبان بين سلولي (sICAM-1) و ميانجي هاي التهابي (IL-1ß و TNF-α)، نشان مي دهد اين ميانجي هاي التهابي در چسبندگي، افزايش نفوذپذيري و مهاجرت گلبول هاي سفيد به محل بروز عفونت و التهاب نقش دارند و بين شاخص هاي التهابي و شيوع بيماري هاي قلبي عروقي ارتباط زيادي وجود دارد(11، 23). يافته هاي تحقيقي پژوهشگران، حاكي از كاهش مطلوب اين شاخص ها در نتيجة انجام فعاليت هاي استقامتي منظم است(2، 8، 9، 19، 21، 23)، درحالي كه نتايج در برخي پژوهش ها افزايش اين شاخصها پس از تمرينات شديد (دو ماراتن و نيمه ماراتن) و مقاومتي به ويژه از نوع برونگرا گزارش شده است (3، 13، 15، 20). از سوي ديگر، آثار احتمالي ناشي از بي تمريني و بي تحركي بر اين شاخص ها كه ممكن است بر اثر عواملي از جمله قطع تمرينات بدني گوناگون (استقامتي، سرعتي و …)، آسيب ديدگي هاي ورزشي و سالمندي رخ دهد، نيز توجه پژوهشگران را به خود جلب كرده است. در اين زمينه آداموپلوس و همكارانش (2001)، آثار دوازده هفته تمرين استقامتي و بي تمريني را بر شاخص هاي التهابي در بيماران مبتلا به ناتواني قلبي مزمن بررسي كردند. نتايج
نشان داد تمرينات ورزشي كاهش معني داري در شاخص هاي التهابي (TNF-α ،sICAM-1 وsVCAM-1) در مقايسه با دورة بي تمريني ايجاد كرده است، درحالي كه بين مقادير بي تمريني و مقادير پايه قبل از تمرين شاخص هاي مذكور تفاوت معني داري ديده نشد (2). نتايج پژوهش ديگري نشان داد در مردان ورزشكار پيشكسوت، افزايش وزن در دوران پس از ترك ورزش و بي تمريني با شيوع بيشتر عوامل خطر قلبي عروقي همراه بوده است (17)، درحالي كه دبيدي روشن و همكارانش (1386) در پژوهشي نشان داده اند، چهار هفته بي تمريني به دنبال دوازده هفته تمرين تداومي، تغيير معني داري در شاخص التهابي CRP موش هاي صحرايي ايجاد نكرد و بيان داشتند تمرينات تداومي موجب مهار پاسخ التهابي شده است (1). جاسون و همكارانش (2003) نيز در پژوهشي تاثيرات يك هفته بي تمريني را بر التهاب و عملكرد آندوتليال در مردان تمرين كردة استقامتي بررسي كردند. نتايج نشان داد، مقادير sVCAM-1، sICAM-1 ، TNF-α و IL-6
در دورة تمريني و بي تمريني تفاوت معني داري نداشتند (12). با مطالعة دقيق پژوهش هاي انجام شده در مي يابيم بيشتر مطالعات در زمينة آثار تمرينات استقامتي و بي تمريني متعاقب آن بر شاخص هاي التهابي بوده است. اگر چه گزارش ها نشان داده اند مقادير شاخص هاي التهابي پس از تمرينات شديد و مقاومتي افزايش مي يابد و پيشنهاد كردند تمريناتي كه با آسيب عضلاني و التهاب همراه باشند، موجب افزايش اين شاخص ها مي شوند (3، 15،13، 20). از اين رو به دليل عدم پيشينة پژوهش تمرينات سرعتي شديد كه بسياري از قهرمانان رشته هاي گوناگون ورزشي به آن مي پردازند و نيز بي تمريني متعاقب آن بر شاخص هاي التهابي تشديد كنندة بيماري هاي قلبي عروقي، موضوعي است كه تا كنون پاسخي به آن داده نشده است. از طرفي با توجه به محدوديت هاي اخلاقي زمينة اجراي تمرينات سرعتي شديد در مطالعات انساني، اين مطالعة تجربي در گونة موش صحرايي با كنترل عوامل اثرگذار (8، 21)، انجام شد. شايد نتوان به طور كامل از وقوع التهاب و آسيب هاي التهابي در حين برخي تمرين ها جلوگيري كرد، اما با شناخت عوامل خطر و ساز و كارهاي به وجود آورندة آسيب، مي توان از روش هاي پيشگيري و كنترل مناسب كاهش آن را طراحي كرد. از آنجا كه در ايران تا كنون تحقيقي در اين زمينه انجام نشده، پژوهش حاضر در صدد بررسي اين پرسش است كه يك دورة چهار هفته اي بي تمريني با كنترل نسبي پس از هشت هفته تمرين سرعتي شديد چه تاثيري بر عوامل خطرزاي آسيب هاي التهابي آتروژنز دارد. به اين اميد كه يافته هاي اين پژوهش ابهامات موجود در زمينة موضوع پژوهش را روشن سازد.
روش تحقيق
نمونة آماري پژوهش حاضر 42 سر موش هاي نر 3 ماهة نژاد ويستار بود كه از مؤسسة تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي تهيه شد. حيوانات به طور انفرادي در قفس هاي پلي كربنات شفاف ساخت شركت رازي در محيطي با دماي 2± 22 درجة سانتي گراد و چرخة روشنايي – تاريكي 12:12 ساعت و رطوبت 5 ±50 درصد نگهداري شدند. حيوانات از غذاي سالم و استاندارد پلت كه توسط مؤسسة رازي تهيه شد، استفاده كردند. همة حيوانات، آزادانه به آب و غذا دسترسي داشتند. آزمودني ها پس از سازش دو هفته اي با محيط جديد و آشنايي با نحوة فعاليت روي نوارگردان، به صورت تصادفي در دو گروه كنترل (18 = n، بدون هيچ نوع برنامة تمريني در طول دوره) و تجربي (24=n ، داراي 3 جلسه تمرين در هفته، به مدت 12 هفته) قرار گرفتند. برنامة تمريني گروه تجربي (7)، دويدن روي نوارگردان ويژه جوندگان بود كه در آن تمرين به صورت وهله هاي 40 ثانيه اي با 6 تا 10 تكرار، با سرعت 30 متر بر دقيقه در هفته هاي آغازين و 60 متر بر دقيقه در هفته هاي پاياني، (شدتي معادل 85 تا 100 درصد و در جلسات پاياني فراتر از 100 درصد VO2max با تغييرات شيب نوارگردان بين 5 تا 15 درجه)، همراه با فواصل استراحتي يك به چهار (4: 1) با رعايت اصل اضافه بار (سرعت و شدت، تكرار، شيب تردميل) در مدت 36 جلسه (12 هفته و 3 جلسه در هفته) اجرا شد؛ (جدول 1). از هر دو گروه در سه مرحله ارزيابي (خونگيري) به عمل آمد : 1. يك جلسه (24 ساعت پس از اولين جلسة تمرين)؛ 2. 24 جلسه تمرين در هفتة هشتم و خاتمة مرحلة دوم ارزيابي، براي بررسي آثار بي تمريني 6 سر موش از آزمودني هاي گروه تجربي به صورت تصادفي انتخاب و تا پايان برنامة (هفتة دوازدهم يا 36 جلسه) همانند گروه كنترل غيرفعال شدند و به زندگي طبيعي خود ادامه دادند و بي تمريني را تجربه كردند (در واقع پس از 24 جلسه تمرين، گروه تجربي به دو گروه تمريني و بي تمريني تقسيم شد). 6 سر موش باقيمانده در گروه تجربي (گروه تمريني)، به برنامة تمرين هاي سرعتي خود ادامه دادند. در هر مرحلة ارزيابي، 6 سر موش از هر گروه در شرايط 14 ساعت ناشتايي با اتر بيهوش و با باز كردن شكم حيوان، خونگيري توسط سرنگ آغشته به هپارين به طور مستقيم از قلب انجام گرفت. تمام مراحل خونگيري با شرايط مشابه هنگام عصر انجام شد. در نهايت، براي استخراج پلاسما، نمونه ها به مدت 15 دقيقه و با سرعت 3000 دور در دقيقه سانتريفوژ شدند. براي آناليز بيوشيميايي و سنجش مقادير sICAM-1 از كيت تجاري الايزا شركت R&D آمريكا و مقاديرIL-1ß و TNF-α از كيت هاي تجاري الايزا شركت Koma كُره توسط دستگاه Elia Reader مدل Spectera استفاده شد. براي تشخيص همساني و طبيعي بودن اطلاعات، از آزمون كولمرگروف – اسميرنوف و براي بررسي اختلافات درون گروهي و در صورت مشاهدة اختلاف معني دار آماري از آزمون اندازه گيري هاي مكرر استفاده شد. همچنين از آزمون تعقيبي (LSD (Post Hoc و آزمون t مستقل براي بررسي اختلاف بين گروهي استفاده شد. سطح معني داري آماري
05/0 ≤α در نظر گرفته شد.
جدول 1 _ برنامة تمرين سرعتي
شيب
تريدميل
(درجه) بازيافت (ثانيه) ≈VO2max% سرعت
(متر بر دقيقه) تعداد تكرارهاي 40 ثانيه اي هقته هاي
تمرين
5 160 ≈%85 30 6 اول
5 160 ≈%85 30 6 دوم
5 160 ≈%85 30 6 سوم
5 160 ≈%100 40 6 چهارم
10 160 >%100 50 8 پنجم
10 160 >%100 50 8 ششم
15 160 >%100 60 10 هفتم
15 160 >%100 60 10 هشتم
15 160 >%100 60 10 نهم
15 160 >%100 60 10 دهم
15 160 >%100 60 10 يازدهم
15 160 >%100 60 10 دوازدهم
نتايج و يافته هاي تحقيق
تغييرات وزن بدن آزمودني ها در گروه هاي پژوهش پس از سه بار وزن كشي نشان مـي دهـد كـه ميـانگينوزن بدن هر دو گروه، طي هر مرحله نسبت به مرحلة قبل به طور معني داري افزايش يافته كه با توجه بـه سـنآزمودني هاي جوان طبيعي است (جدول 2).
جدول 2 _ حجم نمونه و ويژگي هاي موش هاي مورد پژوهش

در جدول 3 تغييرات ميانگين و انحراف معيار متغيرهاي پژوهش در گروه هاي تجربي و كنترل در مراحل مختلف آورده شده است. يك جلسه تمرين سرعتي تغيير معني داري در مقادير IL-1ß ،sICAM-1 و TNF-α نسبت به گروه كنترل ايجاد نكرد. مقادير متغيرهاي درون گروهي گروه سرعتي در مراحل مختلف پژوهش افزايش يافت كه اين افزايش پس از 24 جلسه تمرين در متغيرهاي P = 0/079) sICAM-1) و P = 0/078) TNF-α) معني دار نبود، P=0/025) IL-1ß) اختلاف معني داري ديده شد. اما پس از 36 جلسه تمرين، مقادير P=0/023) IL-1ß ،(P=0/004) sICAM-1) و P=0/040) TNF-α) افزايش معني داري يافت (جدول 4، شكل هاي 1، 2و 3). مقادير متغيرهاي مذكور در گروه كنترل به تدريج افزايش يافت و در مراحل يك جلسه و 36 جلسه معني دار بود. بين مقاديرsICAM-1 گروه كنترل و سرعتي پس از 24 جلسه (884/0=P) و 36 جلسه (537/0=P) اختلاف معني داري ديده نشد. در مقادير IL-1ß تنها پس از 36 جلسه (012/=P) اختلاف معني دار بين گروهي ديده شد. پس از 24 جلسه (037/0=P) و 36 جلسه (034/0=P) مقاديرTNF-α بين گروهي سرعتي با گروه كنترل اختلاف معني داري داشت. از طرفي مشاهده شد موش هاي گروه تجربي كه پس از 24 جلسه تمرين وارد مرحلة بي تمريني شدند (گروه بي تمريني)، با بي تمريني مقادير متغيرهاي پژوهش به سطوح پايه كاهش يافت، اين تغييرات معني دار نبود IL-1ß ، (P=0/152) sICAM-1 (063/0=P) و P=0/099) TNF-α)، ولي در مقايسة گروه تمريني و بي تمريني در انتهاي پژوهش اين تغييرات
معني دار بود P=0/037) IL-1ß ، (P=0/024) sICAM-1) و P=0/018) TNF-α)(جدول هاي 3 و 4، شكل هاي 2،1و 3).

جدول 3 _ تغييرات ميانگين و انحراف معيار متغيرهاي (TNF-α , IL-1ß , sICAM-1) در مراحل مختلف مراحل يك جلسه 24 جلسه 36 جلسه بي تمريني
متغير و گروه انحراف معيار± ميانگين انحراف معيار± ميانگين انحراف معيار± ميانگين انحراف معيار± ميانگين
sICAM-1
(پيكوگرم بر ميلي ليتر)
كنترل 79/445 ±34864 45/567 ±35230 12/672 ±35460 12/672 ±35460 تجربي 68/463 ±35100 63/606 ±35290 14/543 ±35700 15/604 ±35100 IL-1ß
-2288-1506217

(پيكوگرم بر ميلي ليتر) 86/265 ±2306 كنترل 99/248 ±2220 18/270 ±2260 86/265 ±2306 36/286 ±2330 تجربي 49/251 ±2270 49/227 ±2340 16/209 ±2500* TNF-α
(پيكوگرم بر ميلي ليتر)
كنترل 27/57 ±1274 59/58 ±1282 27/71 ±1294 27/71 ±1294 تجربي 27/52 ±1282 63/52 ±1362* 41/60 ±1390* 79/50 ±1354
*تفاوت معني داري بين گروهي

جدول 4 _ آزمون LSD متغيرهاي پژوهش در مراحل مختلف تمرين

sICAM-1(pg/ml)
32000
32500
33000
33500
34000
34500
35000
35500
36000
36500
جلسه

يك
جلسه
24

جلسه
36

کنترل

تمرينی

بی

سرعتی

sICAM-1(pg/ml)

32000



قیمت: تومان


پاسخ دهید